تبليغاتX
اونیکه مدعی بود عاشقته ......

اونیکه مدعی بود عاشقته ......

سفر با خیال ستاره

بازم منو یه نیمکت خیس بارون زده رو خیال ابرا توی هجومغمها شبو ابرو بارون یه تصویر مه گرفته از تو روی خیال شیشه ای حیاط دلتنگی هام دوش به دوش هم از بارون می خونیم از رفتن تو از رفتنی که تموم آرزوامو به خیال ستاره ها برد نمی خوام که برگرده اون روزی که تو بارفتنت همه شب رو واسم زندونی کرد................................
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 18:40  توسط عزتی  | 

.................................................

سحم من از تو فقط يه گوشه جون كندن بود

ولنتاین  مبارک ستاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 12:2  توسط عزتی  | 

کاش دوباره باران ببارد مثه اشکای من روی سرزمین دلتنگی ها کاش آسمون دوباره سکوت بی انتهای شب را بشکند کاش کاش قطره ای از باران لب خسته مرا تر کند کاش پنجره ی مه گرفته غمهایم دوباره صاف صاف مثه پاکی آسمان باشد کاش دوباره ترنمی از جنس با توبودن تمام سرزمین دلتنگی هایم را بگیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:27  توسط عزتی  | 

بی تو

کاش میفهمیدی برای یک لحظه دلتنگی های مرا

تا بدانی شبای بی تو بودن چه سردو بیروح

که اشک میهمان تمام دلتنگی های من است

اگر هر شب تورا در کنارم روی پرده شب نقاشی می کنم

کاش می فهمیدی کاش......................

که بی تو زندگیم رنگی نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 11:49  توسط عزتی  | 

دوست دارم رویای ناتموم من

می شکند سکوتی به اندازه قشنگی فریاد

 

ومن در حسرت ابر نباریده

رد پای خیس ترانه هایم را توی بارون می نگرم

تا شاید  غزل نخوانده ام از کنار قطره اشکت گذر کند

وخیالم روی صورت مه گرفته شب بغضی را بشکند

تولدت مبارک گلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 12:0  توسط عزتی  |